الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )

286

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

( 1 ) انتقاد وارد بر سعد از انتقادات وارد بر سعد اين است كه وى عترت پاك را كه هموزن قرآن كريم است ، مورد فراموشى قرار داد و به سرور آن عترت ، حضرت امام امير المؤمنين عليه السّلام اشاره‌اى ننمود ، آنكه باب مدينهء علم پيامبر و نسبت به آن حضرت به منزلهء هارون از موسى بود و سعد ، نسبت به آن حضرت ، تجاهل نمود و براى خود و قوم خويش دعوت كرد و نخستين تيرى كه به سوى اهل بيت عليهم السّلام نشانه گرفته شد از آن روز بود كه انصار و مهاجرين بر چشم‌پوشى از كرامت عترت پيامبرشان تعمّد ورزيدند تا به تختهاى حكومت برسند و از مواهب دولت و مناصب آن ، بهره‌مند شوند . ( 2 ) به هر حال ، سعد تا حد زيادى در تجاهل حق امام عليه السّلام به خطا رفت و ما هيچ توجيهى براى اين كار وى نمىبينيم و او با اين عمل خود ، امّت را به فتنه‌ها و مصيبتهاى عظيمى مبتلا ساخت و به شرّى بزرگ گرفتار نمود ؛ زيرا خلافت از آنچه خداوند و رسولش براى آن خواسته و در عترت پاك قرار داده بودند ، منحرف گشت ، در حالى كه عترت ، حريص‌ترين افراد بر اين بودند كه اسلام را حرف به حرف عمل كنند و امور و احكامش را به اجرا درآورند . ( 3 ) سعد ، به سزاى عمل خويش رسيد و همين‌كه حكومت براى « ابو بكر » مستقر گشت ، به تعقيب وى پرداخت و او ناچار شد تا از يثرب به سرزمين شام هجرت كند و « خالد بن وليد » به همراه يكى از دوستانش به دنبال وى رفته ، در تاريكى شب ، براى وى در كمين نشستند و او را ضربه زدند و در چاه افكندند و گفتند جنها او را كشته‌اند و از زبان آنها شعرى سرودند كه در آن به قتل او افتخار مىكردند :